تبلیغات
شعرپارسی - به یاد دوستم مسعود کوهگرد
 

به یاد دوستم مسعود کوهگرد

نوشته شده توسط :صفا
سه شنبه 15 آذر 1390-08:29 ب.ظ

غزلی که پیش رو دارید سروده شاعر جوان ومردمی مشکان اقای( صمد قربانی) میباشد وی درسال 1362در خانواده ای که همگی اهل ذوق وهنر میباشند متولدشد وتحصیلات خود را در رشته ادبیات تادوم دبیرستان ادامه دادوبعد از ان تحصیل را ترک کرده ودر کنار کارهای روزمره به شعر گفتن خویش که از بچگی در نهادش بود ادامه داد.

صمد تمام اشعار خود رابسیار پر محتوا می سراید وانها را با موضوع( صدای مرد دهاتی) به اهل ذوق تقدیم میکند.انشاالله که روزی شاهد دفتر شعر صمد با این نام خواهیم بود.

این شعر را اقای قربانی در فقدان دوست خود مرحوم مسعود کوهگرد سروده است

غم هجران

بنشین از غم هجران جهان باز بگو

پشت بام از من وامروز زپرواز بگو

جسم عریان هوس روزو شبی خواهد رفت

از غزل سازی بعدازمن وپرواز بگو

لحظه ها فکر من این است که عمری چه کنم

ساز ان روز چه زیباست از ان ساز بگو

در گلستان جهان خرمی عشق از اوست

اب و اتش همه از او تو از این راز بگو

گل بر افروز به طرف می ومیخانه عشق

خانه عشق چه زیباست ،به اواز بگو

من  و شمع وگل و پروانه وبلبل خواندیم

باز ای دوست ازاین عشق ،سرافرازبگو

تابه کی شکوه کنم من که دگرخواهم رفت

به شقایق چه غمی،از می دمساز بگو

((صدای مرد دهاتی))

 

 

مرگ یعنی اتفاقی پرصدا
مرگ یعنی رفتنی پرمحتوا
مرگ یعنی بی نهایت تاخدا
گامها سوی خدابی ادعا
مرگ یعنی ابتدای زندگی
ابتدای راه ورسم بندگی
ناگهان جسمی سراپارنگ خاک
مرگ یعنی روح مااز ماجدا
مرگ یعنی یک قلم برداشتن
روی این دنیاکشیدن خط سرخ
فصل زندانی شدن پایان رسید
مرگ یعنی مدرک ازاده ها
مرگ یعنی یک نفس اوازما
اجرت وسرمایه های فصل ما
ناگهان در لحظه ای رسوا شدن
مرگ یعنی رنگ ها ازماجدا
مرگ یعنی رفتن روح از بدن
خفتن جسمی درون یک کفن
ناله های بی صدای جسم وتن
گریه ای در پیشگاه ماورا
یک معلم با مدادی پاک پاک
مرگ یعنی ناله های بی دوا
مرگ یعنی ناسزا گفتن به گور
 پا گذاری درسرای پرزشور
ضجه هاو زوزه های اشنا
مرگ یعنی عاشقی،بی دست وپا.(صدای مرد دهاتی)




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


ابزار وب

نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox