تبلیغات
شعرپارسی - سفره خالی یا کله خالی
 

سفره خالی یا کله خالی

نوشته شده توسط :صفا
شنبه 1 بهمن 1390-09:50 ق.ظ

بسمه تعالی

نویسنده متن زیر خانم فاطمه عبدا...زاده فرزند حسن اهل مشکان با تحصیلات اول دبیرستان میباشددر این متن نویسنده سعی میکند از ظن خودش مشکلات اجتماعی را ریشه یابی کند امید وارم مورد پسند خوانندگان عزیز واقع شود.

درگذر زمان وحادثه سا زی ثانیه ها وتغییرات ساعتها وماهها وسالها ودر اجتماعی خشک وبی روح که زاییده تفکرات پوچ وبی معنی گروهی از روشنفکر ما بان کوتاه نظرکه مانند طوطی تقلید میکنندومانند گوشیهای امروزی  ، مموری مغزشان را که حد اکثر فضایش نهایتا یک گیگ می باشد را روزانه پر از اراجیف بی مغز ونغز کرده ود ر کمال غرورو بالیدن ، باد در غبغب انداخته واطلاعات خود را به کله های خالی از در ک وفهم سنجیدن و قبول کردن،بلوتوث می کنند.واینها کسانی هستند .......

ادامه مطلب

که به جای تلاش در پر بار کردن در ختان فهم واندیشه انسانی وچیدن ثمر رسیده بشری ونوع دوستی از ان ، همیشه برگ وشکوفه ان درخت راکنده وبدون توجه به سهم اطرافیان گوسفند وار نشخوار میکنند ونشخوار های کثیف وبی مصرف انان حر فهای بی پایه واساسی است که اکثرا در باره مادیات وبه خصوص نداری خودشان وسپس اطرافیان وگاهی برای ریا کاری و خودی  نشان دادن از فقر دیگران  صحبت می کنند.

اما درد کجاست سفره ی  خالی یا کله ی خالی؟

درست است که در هر اجتماعی زندگی بعضیها یعنی طی کردن مرحله ی بلع و هضم ودفع ،وافتخار به این نوع عمر تلف کردن،اما گروهی هم زنده اند تا حسرت نداری وفقر مالی وفر هنگی گروهی دیگر رامرور کنند.ومن نیز دیده ام کودکی را که دستش را به سوی حاجی دراز کرده وبا گریه وا لتماس از او در خواست کمک می کند وحاجی هم بی اعتنا به اوصلوات میفرستد وبرای ظهور امام زمان (عج) دعا می کندوبه خوبی احساس کرده ام از هر صلواتی که ان حاجی به اسمان می رود هزاران درخت نفرین بر زمین می باردو هر اشکی که از گونه نا امید وشرمگین از التماس کردن ان کودک بر زمین می ریزد نهر ابی است برای بارور کردن باغ تنفر حاجی.

اما ریشه این فقر وفواصل طبقاتی چگونه پنجه های خود رامحکم کرده ومانند اتشی سوزان گریبان  انسانهای زیادی را گرفته ودزد خنده وشکوفایی از لبان افرادی شده است که فقط حق دارند ارزو کنند.ایا فقر فرهنگی قفسی محکم نیست که خنده را در خود نگه داشته وفقر مالی را به ارمغان می اورد؟

اما جانسوز تر از درد وفقر این است که گروهی از افرادیکه فکر میکنندبا چند سال طی کردن عمر در دانشگاه وحفظ کردن چند واژه وکنار هم چیدن انها، بدون اینکه خودشان بدانند چه می گویند ،زمین وزمان را به هم دوخته واسمان هفتم را شکافته اند.وهمین صاحبنظران کوته فکر سر در آسمان وخورنده لقمه های نجویده هستند که قفل سنگینی بر قفسی زده اندکه نوع دوستی را در خود حبس کرده است.پس همه ما به جای اینکه تحت تاثیر تفکرات دشمنان فرقه های مختلف قرا ر گرفته وحرفهای کسانی را که برای ما مشکلی را حل نمی کند نشخوار کنیم وبا در مقابل مذاهب جبهه گیری کنیم بهتر است مشکلات را درست ریشه یابی نموده وفکر خود را برای حل انها به کا ببند یم وبیاییم محور بحثهای خود را عوض کرده شاید روزنه ای شود برای شکوفایی انسانیت وزودن غبار غم از چهره انسانها.

حال اگر ما تلاش رااز اینه ی امید وارزوکنار بزنیم فقر ازپنجره اتاقمان واردمیشود واگرندانیم فقر بی چیزی نیست فقیر را کسی میپنداریم که انبار دار اموال دنیا نشده است.

درست است که نداشتن مال مشکل افرین است ،ولی ما میتوانیم با شوق و شور زندگی کرده وخود را شریک تمام دارایی نسیم صبحگاهی وبوی نسترن وغوغای زندگی جاودانه کنیم.

پس فقیر کسی کسی نیست که ندارد بلکه کسی است که در عین توانایی مالی وبا تفکری کوربرای کودکش در دهکده ای کوچک دنیایی اجباری می سازد وزندگی را در داشتن پول وبی نیازی از تلاش وتجربه میداند.یاکسی است که فقط به پرکردن جیب وگاو صندوق خویش فکر میکندومغزش همیشه خالی است وکسی است که هیچ وقت نمی تواند جایی برای احساس صمیمیت،مهربانی،دوست داشتن وبخشش در خویش بیابدوداراترین افراد انهایی هستند که با مایه اندک، مهربانی وبخشش را از خورشید می اموزندوبه عالم روح انسانی گرمایی جانبخش میدهند.





درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


ابزار وب

نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox